علی مروتی

Ali Morovati

علی مروتی

Ali Morovati

علی مروتی

( دانشجو مقطع ارشد مدیریت دانشگاه تهران )

 

💎 فروشندگان حرفه ای چگونه حرف می زنند؟  

 

🔸 درست مثل اینکه می خواهید پیامی را تایپ کنید.

 

🔸فقط اجازه دارید چند لحظه کوتاه، مختصر ، مفید، هوشمندانه و با زبان بدن مناسب،  بهترین نتیجه را دریافت کنید.

 

🔸به حرف زدن مردم دقت کنید. حتما تعجب می کنید!

 

🔸خاطره گفتن، شاخه به شاخه رفتن و مهمتر از همه، سوء تفاهم همه جا دیده می شود.

 

🔸شما چیزی می گویید، بقیه چیز دیگری می فهمند.

 

🔸فروشنده از کیفیت می گوید خریدار به قیمت فکر میکند.

 

🔸اگر فروشنده فقط ۳۰% از مقدار اضافه گویی های خود را هوشمندانه صرف محصول و کیفیت و خلاقیت در فروش خود کند، بیش از ۵۰% افزایش فروش خواهد داشت.

 

🔸 ۳۰% از آنچه می گویید برای فروش شما کفایت می کند. مابقی به کیفیت رفتار بدنی و تمرکز و تجربه و علم شما بستگی دارد.

 

🔸وقتی تلگرافی حرف می زنید به یاد داشته باشید در بیان و استفاده از کلمات محدودیت دارید.

 

🔸این تمرین را هرچند وقت یکبار انجام دهید:

 

🔸حرف های مهم خود را از طریق نوشتن پیام بزنید تا از کلمات کمتر استفاده کردن را یاد بگیرید.

 

✍ مروتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 05 October 19 ، 11:57
علی مروتی Alimorovati

💢 فرایند اجرای برنامه بازاریابی تک به تک:

 

✔️ مشتری خود را بشناسید: شما نمی توانید با کسی که نمی شناسید ارتباط برقرار کنید.

✔️ مشتریان خود را متمایز کنید: مشتریان از دو نظر تفاوت دارند.اول از نظر تفاوت ارزشی آنها نزد فروشنده و دوم از نظر تفاوت در نیازهایشان

✔️ با مشتریان خود تعامل داشته باشید: برای اجرای برنامه تک به تک، باید کارآیی و اثر بخشی هزینه های ارتباطات خود را با مشتریان بهبود بخشید.

✔️ بعضی از رفتارهای سازمان خود را با مشتری تطبیق دهید: با وارد کردن مشتری به فرایند ارتباط آموزشی، شرکت باید بعضی از رفتارهایش را به منظور تطبیق با نیازهای مشتریانش تغییر دهد.

 

 

✍ مروتی

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 04 October 19 ، 13:50
علی مروتی Alimorovati

👈 7 رمز پنهان برای فروش موفق  👉

 

1️⃣ گزینش هدف (هدف‌گذاری)


2️⃣ یک برنامه فروش را دنبال کنید
همه پزشکان بزرگ، وکلای بزرگ، تکنسین‌های بزرگ و کسانی که فروش بزرگی دارند، در یک چیز مشترکند، آن‌ها همگی برنامه‌ای را که شامل سوال کردن و گوش دادن به مشتریان است، دنبال می‌کنند.

 

3️⃣ به مشتریان اجازه انتخاب بدهید.


4️⃣ تمرین فروش کنید.


5️⃣ هرگز به فروشندگان خود به عنوان ابزار فروش نگاه نکنید.


6️⃣ به همه مشتریان توجه کنید.


7️⃣ با ابرستاره‌ها احاطه شوید توقع مشتریان همواره بسیار زیاد است و رقابت بین مشتریان هرگز شدید نیست. روزی خواهد آمد که دیگر کالاها برای مشتریان ایجاد انگیزه نمی‌کنند، در آن زمان کارکنان شما نباید کوتاه یا بلند باشند.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 03 October 19 ، 22:50
علی مروتی Alimorovati

 

👈 «هیچ وقت برای شروع دیر نیست». 👉

 

⬅️ هنری فورد مالک کمپانی خودرو سازی فورد در چهل سالگی.

 

⬅️ سام والتون مؤسس یکی از سه شرکت بزرگ جهان، بنام وال‌مارت در 44 سالگی.
 
⬅️ ری کراک از بنیان گذاران مک دونالد در 40 سالگی.

 

⬅️ هارلند ساندرز مالک رستوران KFC در سن 65 سالگی کارشان را شروع کردند.

 

🌟🌟 پس حق نداری که بگی صحله نمیشه بیجا میکنین نا امید بشین و دست از تلاش بردارن.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 03 October 19 ، 19:44
علی مروتی Alimorovati

👈 برای حل مسایل باید سرتان را 90 درجه بچرخانید.

⬅️ شرکت یا فروش تارگت شما به فروشی که تعیین کرده اند نرسیده است. چه می کنید؟
📌 تنبیه مدیران میانی؟
📌 کاهش حقوق؟
📌 سخنرانی؟
📌 برگزاری کلاس های آموزشی؟

 یک مدیر در تهران دست به کار متفاوتی زد. این مدیر یک چادر مسافرتی در حیاط ساختمان های شرکت گذاشت و شب را آن جا ماند. با این حرکت نمادین به کارمندانش اعلام کرد تا زمانی که به نتیجه مطلوب در فروش نرسند شب ها را در همین چادر خواهند گذراند!! او چگونه به چنین راه حل متفاوتی رسید.

 

♻️ به تعبیری ما دو نوع تفکر داریم: تفکر عمودی و تفکر افقی یا جانبی. در تفکر عمودی از مسیرهای محتمل، امکان پذیر و تجربه شده پیروی می کنیم، اما در تفکر افقی مسیرهایی جدید، تجربه نشده و متفاوت را جستجو می کنیم. تفکر عمودی به دنبال اینست که ریشه مساله چیست و تا راه حلی برای رفع ریشه پیدا کند. اما تفکر جانبی به صورت مستقیم به راه‌حل‌ها فکر می کند. تفکر عمودی به دنبال پاسخ «این چیست؟» است ولی تفکر جانبی در جستجوی «این چه می تواند باشد؟».

♻️ حال برای سنجش تفکر جانبی خود، به معمای زیر جواب دهید:

 

📌 یک پشه با یک فیل ازدواج می‌کند ولی بچه آنها گورخر است، چرا؟ در تفکر عمودی چون همه چیز را طبق روال متعارف است با خود می‌گویید حتماً باید وقتی بچه‌ای می‌آید، از توی شکم مادرش باشد ولی جواب آن براساس تفکر جانبی اینست که بچه‌شان را از پرورشگاه آوردند، تفکر جانبی تفکری است که جواب‌های کلیشه‌ای کنار گذاشته می شود.

 

📌 دی بونو، خالق مفهوم تفکر جانبی می نویسد: «روشی است برای حل مساله از یک زاویه یا زوایای نامتعارف».

و حالا یک سوال برای سنجش تفکر جانبی شما (این بار بدون جواب): جمعه از مبدا راه افتاد. دو روز طول کشید تا برسد به مقصد. چهل و هشت ساعت در مقصد ماند و بعد تصمیم گرفت برگردد اما وقتی داشت برمی‌گشت، غروب جمعه بود. چطور چنین چیزی ممکن است؟ لازم است به این سوال با زاویه دید متفاوت (90% درجه چرخش) فکر کنید!

 

💡تحلیل و تجویز راهبردی:
استعداد آدم ها متفاوت است. بخشی از توانمندی ما در تفکر جانبی/افقی بستگی به استعداد ما دارد و بخشی اش هم به تمرین و تجربه. بنابراین می شود و می توان با تمرین تفکر جانبی را در خودمان تقویت کنیم. یکی از راهکارهای ساده اش این است که بعد از اینکه با تفکر عمودی به جواب رسیدیم، ضمن تشکر از تفکر عمودی او را به مرخصی بفرستیم و از خودمان بپرسیم آیا راهکار دیگری هم وجود دارد ولو خنده دار و غیرمتعارف. به خودمان جرات دهیم که متفاوت نگاه کنیم. همچنین یک راهکار دیگر این است که از آدم هایی استقبال کنیم که ذاتا تفکر جانبی قوی ای دارند.

 

📌تفکر جانبی برای دستیابی به موفقیت استراتژیک بسیار حیاتی است چرا که تفکر جانبی باعث می شود در جهانی که همه به سمت تقلید، تکرار و مشابهت حرکت می کنند شما از مزیت تفاوت، تمایز و یکتایی بهره ببرید. برای این کار باید سرتان را نود درجه بچرخانید و زندگی/سازمان/ شهر/کشور/مساله تان را از زاویه ای دیگر ببینید.

✍ مروتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 03 October 19 ، 19:33
علی مروتی Alimorovati

 

🖋🖋 قانون “سه” در ویترین...

📌 وقتی یک ویترین طراحی می کنید، محصولات را سه تایی بچینید. به عنوان مثال؛


♻️ اگر محصولات تان را از نظر ارتفاع میچینید سه ارتفاع بلند، بلندتر و بلندترین را در کنار هم قرار دهید.


♻️یا اگر محصولات تان گرد و چاق هستند سه محصول چاق، چاق تر و چاق ترین را کنار هم قرار دهید.


♻️ یا حتی می توانید از نظر قیمت بچینید؛ خوب ، بهتر و عالی از نظر قیمت یک چیدمان است که به طور باور نکردنی جواب می دهد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 03 October 19 ، 19:06
علی مروتی Alimorovati

👈 پیشنهاد میکنم بخونین...

✔ خاطره ازیک دانشجوی دانشگاه خارج از کشور :
در مقطع فوق لیسانس استادی داشتم که بسیار با سواد و البته بد اخلاق بود.
یکی از دانشجویان که بسیار کم سواد و دیر فهم و در عین حال جوان و جاه طلب به همه میگفت دکتر ! تا خودش را دکتر صدا کنند بود، با یک نمره می توانست به معدل ١٤ برسد و برود برای پایان نامه.
استاد سالخورده ما به هیچ عنوان زیر بار نمی رفت. من علیرغم میل باطنی به سراغ این استاد محترم رفتم و گفتم ایشان پسر خوبیست و فقیر است و اینجا اجاره منزل ندارد ؛دانشگاه در محله گرانی بود  با همه احترامی که ایشان برای من قائل بود حرفی زدکه بعدها عمق انرا فهمیدم،
ایشان فرمود: ترکیب بی سوادی و جاه طلبی و فقر
می تواند فاجعه به پا کند تو از کجا میدانی که این ادم در اینده به پست و مقام مهمی نرسد؟ بگذار تو و من عامل این فاجعه نباشیم...

 

🌟 👈 سلام وقت بخیر
دوستان عزیز مدیران ارشد شرکت و سازمان ها شماهم بیاین با آگاهی درست فردی که لایق سمت و جایگاهی ک هست رو انتخاب کنین:
روی احساس تصمیم گیری نکنین روی بند ( پ )  که از طرف شخصی به شما سفارش شده کسی رو ک در آن جایگاه لایقش نیست رو نگذارین و منصوب نکنین
شما از کجا میدونین شاید با یک شغل دادن عامل بیکاری خیلیایه دیگه بشین.

پس بیاین عامل این فاجع و فاجعات شما نباشین...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 03 October 19 ، 13:10
علی مروتی Alimorovati

🖋🖋 تاثیر "بو" در فروشندگی...

 

📌چرا در فروشگاه بزرگ جایی برای پخت نان و شیرینی تازه در نظر می گیرند؟!
شاید می خواهند جنس شان جور باشد، البته این هست. ولی یک دلیل مهمتر دارد و آن این که پخش بوی شیرینی تازه "ناخودآگاه" شما را وا می دارد که از مواد خوراکی بیشتر خرید کنید.

 

📌چرا در برخی کفش فروشی ها از اسپری با بوی چرم استفاده می کنند؟
بوی چرم "ناخودآگاه" باعث می شود بیشتر از آن فروشگاه خرید کنید. نایک که از برندهای معروف کفش و پوشاک ورزشی است، با استفاده از رایحه خاص در فروشگاهایش تا 80 درصد فروش خود را افزایش داده است!

 

📌بوی دارچین، حس گرما را انتقال می دهد پس اگر در استفاده از محصولات لاغری نظیر بالش ها و کمربندهای حرارتی و مانند آن چنین بویی استشمام کردید آن را تصادفی تلقی نکنید!

 

📌بوی چوب هم حس لوکس بودن را انتقال میدهد پس اگر هنگام ورود به یک لوکس فروشی چنین بویی را حس کردید، با دقت بیشتر خرید کنید.

 

✍ مروتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 02 October 19 ، 23:24
علی مروتی Alimorovati

⬅️⬅️  برای مدیر موفق شدن کار سختی پیش رو داریم؟ برای موفق بودن در حوزه مدیریت نمی توان از چند مهارت صحبت کرد. باید قبول کرد که داشتن تمام مهارت های یک مدیر خوب کار سختی است چرا که دایره و حوزه وسعی از مهارت های فردی و اجتماعی را شامل می شود. اما در کل برای مدیر موفق شدن چه مواردی را باید رعایت کنیم و زیر نظر داشته باشیم؟ 5 مورد از مهم ترین این موارد برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق را با هم برسی کنیم.
کتاب ها و منابع بیشماری وجود دارد که هر کس که می خواهد به عنوان یک مدیر رشد و پیشرفت کند می تواند مطالعه کند. برای اکثریت ما ارتقا یافتن و رسیدن به جایگاه مدیریت با دسترسی به آموزش و استاد بدست نمی آید و ما اغلب باید مهارت های مدیریتی خوب در شغل مان را فرا بگیریم.

به عبارت زیر دقت کنید. به خصوص زمانی که می دانید تحقیقات بسیاری نشان می دهند که افراد شرکت ها و سازمان ها را ترک نمی کنند؛ آنها مدیران و ناظران را ترک می کنند

بنابراین، روش ها و کار های قابل اجرا با ریسک پایین و سهل الاجرا وجود دارند که می توانید به عنوان یک مدیر یک مجموعه بزرگ و یا شرکت چند نفره امروز بکار گیرید و نتیجه ان را زود تر از ان چه که تصور می کنید ببینید.

اجازه دهید مجدد به سراغ سوال خودمان برویم. یک مدیر موفق و خوب چه پیش نیاز هایی دارد؟

 

👈 برای اعضای تیم خود وقت شناس باشید :


این وقت شناسی به چه معناست؟ می دانیم که وقت شناس بودن در عین راحت بودن بسیار ساده هم به نظر می رسد. اما این وقت شناسی  هم از نوع وقت شناسی و ارزش قائل شدن برای وقت اعضای تیم و هم مستقیما به رفتار ها و تعاملات شما با افراد و اعضای تیم خود مربوط می شود. این که در جلسات و … به موقع حاضرشوید و برای اعضای تیم ارزش قائل باشید و هم از هر نوع برخورد شما چه از نوع مثبت و چه منفی در چه زمانی و یا بهتر است بگوییم در زمان مناسب خود انجام شود.

اما واقعیت این است که اکثر مدیران ثابت نمی کنند  و یا این مهارت را ندارند که نشان دهند که برای کارکنان خود تا چه اندازه ارزش قائل هستند.

به موقع حاظر شدن در جلسات با اعضای تیم اولین موردی است که می توانید برای جلب اعتماد و احترام انجام دهید. حتی اگر دیر کردن جز فرهنگ شرکت است و مدیر شما در جلسات دیر حاضر می شوند، به این معنا نیست که این کار شیوه مدیریتی سالم و مفیدی است.

تصور کنید بر روی یک پروژه سخت کار می کنید تا کارتان را به موقع و سر وقت تحویل شود. بدین وسیله قصد دارید ضمن نشان دادن مدیریت زمانی خود مهارت های خود را هم برای پیشرفت شغلی به رخ مدیر خود بکشید. حال با این وسواس زمانی که در کار خود داشتید در این جلسه یک ساعت منتظر مدیر خود می مانید.

حال نظر و آنچه در رابطه مدیر خود در سر می پروراندید به کلی تغییر کرده است. دیگر این مدیر برای شما قابل اعتماد نخواهد بود.

بخشی از چیزی که موجب می شود افراد از کارشان خسته شوند ناکامی و ناامیدی مداوم و احساس عدم کنترل، اعتماد و عدم مدیریت درست در کارشان است. زمانی که تیم شما نمی داند چه زمانی شما به جلسات می رسید، آنها احساس نمی کنند در کار و وقت شان کنترل دارند و این آنها را از کار خسته می کند.

حتی اگر این به معنای کوتاه کردن جلسه دیگری باشد، به موقع در جلسات‌تان با اعضای تیم خود حاضر شوید.

 

👈 اعضای تیم و کارهایشان برای شما مهم تلقی شود و برای تیم خود ارزش قائل شوید:


از افراد سوال بپرسید و حتما به پاسخ آن سوالات اهمیت دهید.

این مورد هم آسان به نظر می رسد، اما وقتی کارها پراسترس می شوند و سایر اعضای تیم با حجمی زیاد کاری رو به رو می شوند رعایت این اصل کار سختی می شود.

کارمندانی که درگیر کارشان می شوند احساس می کنند که دیگران، بویژه سرپرستان‌شان واقعا به آنها به اندازه کافی اهمیت می دهند.

گالاپ در تحقیقش اشاره به این نکته می کند که یکی از پنج مقیاس اصلی مشغول شدن به کار (که با عملکرد و انواع دیگر استانداردها وابسته است) این است که آیا کسی در کار به شما اهمیت می دهد یا خیر.

چرا این موضوع مهم است؟

ارتباط با دیگران از آنجاکه افراد سرمایه اجتماعی را می سازند، که گالاپ می نامد، از همکاری، تعهد و رفتار سازمانی مثبت پشتیبانی می کند.

اجازه دهید موقعیتی ایجاد کنیم. شما چگونه از پس این مورد بر می آیید؟ تصور کنید که شما مدیر هستید و طبیعی است که موردی پیش بیاید و از کارکنان و اعضای تیم خود سوالاتی در رابطه با تعطیلات اخر هفته و یا وضعیت سلامتی یکی از اعضای خانواده آن ها و .. سوال کنید. آبا می توانید سوالات، نحوه برخورد، جواب ها، نوع برخورد و الیته صبوری خود در شنیدن جواب را متصور شوید؟ اگر که نه حتما بر روی این نوع برخورد ها و در اختیار داشتن این دست سوال ها آمادگی کافی را داشته باشید و از آن ها استفاده کنید.

 

👈 از همه دعوت به صحبت کنید و تماس چشمی را فراموش نکنید :


تحقیقات بسیاری در زمینه ویژگی ها و شیوه های یک تیم عالی انجام شده است. خلق فضا و زمان برای همه چشم اندازها و افکاری که باید به اشتراک گذاشته شوند تا موجب جلب اعتماد شوند که یکی از مهم ترین خصوصیات تیم های کارآمد است.

یکی از بهترین شیوه ها برای ایجاد تشویق و اعتماد این است که از همه افراد حاضر در جلسه بخواهید صحبت کنند و در بحث شرکت کنند. احترام بخش حیاتی در ایجاد احترام است. چنانچه شما از همه افراد با نگاه کردن و صحبت با هر یک تشکر و قدرانی نمی کنید، یعنی به همه احترام نگذاشته اید. برقراری تماس چشمی با همه افراد حاضر در جلسه از طریق احترام و به رسمیت شناختن، موجب جلب اعتماد می شود.

دفعه بعد که در جلسه هستید، یادداشت کنید چه کسی چقدر صحبت می کند. وقتی متوجه شدید که شخصی در بحث و صحبت شرکت نکرد، او را نیز دعوت کنید. دقت داشته باشید که هر فرد از نگاه شما و البته بهتر است بگوییم از توجه شما تا چه اندازه سهو برده است و توانسته اید با برقراری ارتباط چشمی وی را در متن موضوع نگه دارید.

وقتی با تیم خود صحبت می کنید، با خودتان چک کنید آیا تماس چشمی با هر یک از اعضا را حداقل چند با شروع یا حفظ کردید.

 

👈 بر گرایشات و حمایت کاری عضو جدید تیم سرمایه گذاری کنید :


روز اول کاری لحظه گذر افراد است و نگرش کلی نسبت به چیزی که انتظار می رود انجام دهد و پیشرفت کند ایجاد می شود. چرا این موضوع را تاثیرگذارتر از عذر آوردن برای اعضای تیم برای بیرون رفتن برای صرف نهار است نمی کنید؟ بدانید که زمان و موقعیت مهمی را از دست می دهید اگر به هنگام حضور اولین فرد تیم در کنار وی حضور ندارید.

بسیاری از افراد گرایش را با حمایت کاری اشتباه می گیرند. گرایش در جایی است که شما یاد می گیرید چگونه از ماشین کپی استفاده کنید.

حمایت در کار زمانی است که شما کاری که مردم انجام می دهند، نحوه انجام آن، و قوانین نانوشته فرهنگ را درک می کنید. برای اینکه یک مدیر موفق و خوب باشید باید هم در گرایشات و هم در حمایت ها درست و به جا سرمایه گذاری کنید.

دفعه بعدی که شخص جدیدی به تیم شما اضافه شود، فکر کنید در هفته اول کاری خود دوست داشتید چه چیزی را تجربه کنید تا راحت تر از آن مرحله عبور کنید. چه کاری می توانستید انجام دهید تا گذر آنها را مطمئن تر و تاثیرگذارتر کنید؟

شما می توانید جلسه آشنایی با دیگر همکاران مهم ترتیب دهید یا از کسی بخواهید موارد مهم را برای آنها بگوید. شما می توانید گل (در گلدان) روی میز آنها قرار دهید تا در آنجا مانند خانه خود احساس راحتی کنند. روز اول کاری شان قبل از اینکه به خانه بروند با آنها همراهی کنید و بگذارید بدانند در قدم بعد باید چه کاری انجام دهند تا این روند ادامه یابد.

 

👈 برای خود-بازتابی وقت بگذارید :

 

مدیرگورو پیتر دراکر یکبار گفت ” شما نمی توانید کسی را مدیریت کنید مگر اینکه خودتان را اول مدیریت کنید.” شما باید خودتان را عمیقا شناخته باشید تا شباهت ها و تفاوت های کسانی که مدیریت می کنید را تحسین کنید و برای رسیدن به بازدهی بهتر آنها را تشویق کنید.

مقاله اخیر در زمینه مروری بر کسب و کار هاروارد نتایج یک مطالعه بر بیش از ۱۰۰۰ مدیر در شرکت های مختلف دنیا را بررسی کرد و دریافت که مدیران ارشد مایلند خودآگاهی بهتری نسبت به مدیران پایین تر داشته باشند.

چرا خودآگاهی با رسیدن به سطوح بالاتر مدیریت و موفقیت ارتباط دارد؟ همکاری و ارتباط موثر زمانی ممکن می شود که شما کاری که خود و بقیه انجام می دهید در یک راستا باشد و نحوه انجام آن را درک کنید.

هر هفته زمانی را برای فکر کردن درباره اینکه چگونه بطور طبیعی به کار خود نزدیک شده اید بگذارید. چه چیزی واقعا شما را نگران کرده است؟ چه اتفاقی افتاد که این موارد نگرانی ظاهر می شوند؟ رویکرد شما نسبت به این مشکلاتی که حل کردید یا کارهایی که این هفته انجام دادید چه بود؟

و واکنش و رویکرد شما چگونه در مقایسه با اعضای تیم‌تان متفاوت بود؟ می توانید مزایا و معایب رویکردهای خود و اعضای تیم تان را بررسی کنید؟

زمانی که واقعا مزایا و چالش های نقاط قوت خود، انگیزه ها و دیدگاه های منحصر به فردتان به جهان و کارتان را درک می کنید، درست زندگی می کنید و در سطح عمیق تری که سطح بالاتری از مدیریت را ترویج می دهد زندگی می کنید.

 

✍ موفق باشین ( مروتی )

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 02 October 19 ، 23:10
علی مروتی Alimorovati

👈 برای موفقیت این 8 عادت را سریعا متوقف کنید،

 

♦️ موفقیت، به هر صورتی که تعریفش کنید، اغلب مسئله‌ی کاستن است، نه افزودن. موفقیت هیچ‌وقت قانون دقیق و منحصربه‌فرد نداشته ولی هیچ‌کس هم منکر چهارچوب مشخص آن نشده است. همیشه افراد موفق علی‌رغم تمامی تفاوت‌هایشان وجه اشتراک‌هایی داشته‌اند. امروز در این مقاله به سراغ این وجه اشتراک‌ها رفته‌ایم. با ما همراه باشید تا اقداماتی که در تناقض با مسیر موفقیت شما هستند را مرور کنیم.

به گفته اپرا وینفری Oprah Winfrey، (به نقل از دیوید راسل)

ONE OF THE HARDEST THINGS IN LIFE TO LEARN IS WHICH BRIDGES TO CROSS AND WHICH BRIDGES TO BURN

“یکی از از مهم ترین وسخت ترین درس های زندگی، این است که بدانید از کدام پل ها باید عبور کنید و کدام یک را به آتش بکشید”

 

👈 انتظار معجزه نداشته باشید :

 

هیچ راه میانبری وجود ندارد. هیچ اسب سفیدی هم وجود ندارد. هیچ معجزه و اتفاق ماورایی هم برای شما رخ نمی‌دهد. تا زمانی که مسیر درست را پیدا نکنید و در این راه تلاش نکنید هیچ اتفاق نمی‌افتد. موفقیت واقعی در هر کاری، همیشه از طریق کار سخت و پشتکار به دست می‌آید.
اگر فکر می‌کنید به دلیل نداشتن خانواده‌ای ثروتمند، نداشتن پدری موفق، نبودن شرایط برای پیشرفت و کم و کاستی‌های زندگی خود با این شرایط بد دست‌وپنجه نرم می‌کنید باید بدانید که این شرایط در صورت اقدام نکردن برای تغییر تا انتهای زندگی‌تان ادامه خواهد داشت و هیچ معجزه‌ای اتفاق نمی‌افتد.
خوب می‌دانید که مغز مدام به دنبال توجیه کم‌کاری‌ها و اشتباهات شماست، پس راحت‌تر این است که فرض کنید افراد دیگر موفق می‌شوند چون آن‌ها ویژگی‌هایی دارند که شما ندارید؛ استعداد، ارتباطات، پول و…
اما خودتان هم دراین‌بین نمی‌دانید نقش شما در این شرایط چیست؟  جمله معروف بیل گیتس به این موضوع اشاره می‌کند که:
“اگر فقیر به دنیا بیایید تقصیر شما نیست، ولی اگر فقیر از دنیا بروید، مقصر اصلی خود شما هستید”
 تفاوت اصلی مابین انسان‌های موفق و غیر موفق نه در پدر و مادرشان است و نه ثروت و شرایطشان بله تفاوت اصلی اینجاست که آن‌ها مایل به انجام کارهایی هستند که شما نیستید.

 

👈 به‌جای yes  بگویید Hell yeah

 

در زبان انگلیسی از عبارت Hell yeah برای بیان میل و رغبت شدید در انجام یک کار استفاده می‌شود. زمانی که از ته قلب برای انجام کاری رغبت نشان می‌دهید. هر فردی در زنگی خود با فرصت‌ها، موقعیت‌ها و اتفاقات خوشایند فراوانی روبه‌رو می‌شود که اگر بتواند آن‌ها را تشخیص دهد، به استقبال آن‌ها می‌رود؛ اما این استقبال کردن باید همه‌جانبه و با میل و رغبت شدید باشد. باید با تمامی وجود به استقبال یک فرصت بروید چراکه به‌ندرت تکرار می‌شوند.
درک سیورز  ” Derek Sivers ” که یکی از اکار آفرینان موفق است در این رابطه جمله معروفی دارد که، می‌گوید
“No more ‘yes.’ It’s either Hell yeah! or no.”  بله گفتن کافی نیست، یا باید بگویید باکمال میل انجامش می‌دهم یا انجامش نمی‌دهم».
 فرصت‌ها را غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید قبل از اینکه دیر شود.
در استفاده از شرایط مناسب، هرگز به کم راضی نشوید و حداکثر استفاده را از موقعیت و شرایط ببرید. در این مواقع باید بدانید که چگونه می‌توانید به بهترین شکل خود را در دل حوادث قرار دهید و به نفع خودتان از آن‌ها استفاده کنید. پس از کنار موقعیت‌ها خیلی راحت رد نشوید.

 

👈 طرز فکرتان را تغییر دهید، اگر لازم است شخصیتتان هم همین‌طور :


تحقیقات درباره موفقیت و دستاورد توسط روانشناس استنفورد کارول نشان می‌دهد که مردم تمایل دارند یکی از دو طرز فکر را در ارتباط بااستعداد بپذیرند:
  Fixed mindset  یا طرز فکر ثابت:  این باور که هوش، توانایی و مهارت ذاتی و نسبتاً ثابت است – اینکه ” چیزی راداریم که با آن به دنیا آمده‌ایم.” طرز فکر ثابت نامیده می شود. افرادی که طرز فکر ثابتی دارند معمولاً می‌گویند: “من به‌اندازه کافی باهوش نیستم”، یا ” هرگز در کار فروشندگی خوب نخواهم بود” و … . آن‌ها محدودیت و نواقص خود را با راحتی پذیرفته‌اند و قاعدتاً در راستای پیشرفت و بهبود آن‌ها قدمی بر نخواهند داشت.
Growth mindset  یا طرز فکر رشد یافته: باور اینکه توانایی هایی همچون هوش و یا مهارت را می‌توان از طریق تلاش توسعه داد – اینکه ما آنچه را که برای رسیدن به آن تلاش می‌کنیم خواهیم داشت- و … را طرز فکر رشد یافته می نامند. افراد با طرز فکر رشد یافته معمولاً می‌گویند “باگذشت زمان بیشتر، آن را به دست خواهم آورد” یا ” اشکالی ندارد، بیشتر تلاش می‌کنم.”
انسان‌های موفق طرز فکر رشد یافته را می‌پذیرند. آن‌ها تلاش می‌کنند تا بهتر، باهوش‌تر و باتجربه‌تر شوند … آن‌ها همیشه تلاش می‌کنند تا کسی شوند که آرزو دارند؛ و شما هم باید این کار را بکنید. اولین و بزرگ‌ترین اشتباه در راستای موفقیت پذیرفتن و تسلیم شدن در رابطه با شرایطی است که در آن قرار دارید. قدرت شما در تغییر شرایط بسیار بزرگ‌تر از آن است که بتوانید تصورش کنید.

 

👈 دیگران را سرزنش نکنید :


در وهله اول خداوند مقصر است، بعد پدر و مادر، بعد هم کشور و فرهنگ و جامعه. این تمامی چیزی است که از شرایط فعلی خود می‌دانید. تمامی کمبودها و نواقص به دلیل این موارد است و  تنها نظاره‌گر اتفاقاتی هستید که برایتان  پیش می‌آید.
برای هر آنچه در زندگی اتفاق می‌افتد، اولین و آخرین فرد تأثیرگذار خودتان هستید. حتی اگر اتفاق خارج از کنترل باشد، شما توانایی انطباق‌پذیری و گذر از شرایط سخت را باید داشته باشید.
وقتی شکست می‌خورید، همیشه باید قبول کنید که مقصرید. این طرز فکر نه‌تنها یک روش هوشمندانه برای موفقیت است بلکه تجربه‌ای گران‌بها را هم در اختیارتان قرار می‌دهد.
شکست خوب است. هر فرد موفق حتماً چندین بار شکست‌خورده است. بسیاری از آن‌ها خیلی بیشتر از شما شکست‌خورده‌اند اما پا پس نگذاشته‌اند و دیگران را برای شکستشان سرزنش نکرده‌اند. خودشان مسئولیت شکست را برعهده‌گرفته‌اند و برای جبران آن مجدد تلاش کرده‌اند.
به‌جای دیگران همیشه خود را سرزنش کنید. نواقص و معایب کار خود را پیدا کنید و در راستای بهبود و جلوگیری از اشتباهات خود قدم بردارید.  هرگز فکر نکنید که تقصیر شخص دیگری است؛ چراکه به این طرز فکر عادت خواهید کرد و همیشه به دنبال مقصر خواهید بود.

 

👈 هیچ‌وقت دیر نیست :

 

همیشه و در هر سنی زمان کافی برای رسیدن به اهداف و موفقیت‌ها وجود دارد مگر اینکه بازهم بخواهید به دنبال بهانه بگردید و این بار به سراغ زمان و سن و سال بروید.
هرگز فکر نکنید زمان شمارا کنترل می‌کند. در عوض، به این فکر کنید که چطور می‌توانید زمان را کنترل کنید. زمانی که این کار را انجام دهید، به‌سرعت متوجه خواهید شد که بسیار بیشتر ازآنچه فکر می‌کنید زمان‌دارید. برنامه‌ریزی کنید و استارت بزنید، آن‌وقت متوجه می‌شوید که زمان برای شما آن‌قدر هم سریع درگذر نیست.

 

👈 به دنبال درامد ثابت و تضمینی نباشید :


کمتر انسان موفق را می‌شناسید که کارمند بوده باشد و این تنها کاری است که می‌تواند انجام دهد. تلاش برای رسیدن به یک موقعیت کاری که حقوق آن ثابت است و دیگر دغدغه مالی ندارید از شما یک انسان موفق نمی‌سازد. البته این مورد همیشه یک انتخاب است ولی حتی اگر یک فرد با حقوق ثابت هستید که در بهترین شرایط طی 20 سال حقوق شما دو برابر می‌شود، بازهم نباید دست از تلاش برای موقعیت‌ها و پیدا کردن منابع درآمد دیگر بکشید.  هیچ‌وقت خودتان را برای داشتن یک شغل با حقوق و مزایای ثابت گول نزنید. موفقیت یک‌راه ناتمام است که هیچ‌وقت شمارا سیر نمی‌کند.

 

👈 کنترل کردن را ترک کنید :

 

شمایی که در حال مطالعه این مقاله هستید، ممکن است رئیس یا مدیر یک شرکت یا مجموعه باشید.  ممکن است مالک یک غول در صنعت باشید. ممکن است شما مسئول صدها نفر و میلیون‌ها دلار باشید. بااین‌حال، تنها چیزی که آن را واقعاً کنترل می‌کنید، خودتان هستید. اگر به‌سختی تلاش می‌کنید دیگران را کنترل کنید، به این معنی است که شما اهداف، رویای خود، یا حتی نظرات خودتان را مهم‌تر از دیگران می‌دانید.
علاوه بر این، کنترل در بهترین حالت کوتاه‌مدت است، چون اغلب به اعمال زور، یا ترس، یا قدرت و یا نوعی فشار نیاز دارد … هیچ‌کدام از این‌ها نمی‌گذارد که به‌اندازه‌ی واقعی موفق باشید. به‌جای تلاش برای کنترل دیگران، با افرادی باشید که هم مسیر شما هستند. در این صورت مجبور نخواهید بود وظیفه سنگین “رهبری” آن‌ها را به عهده بگیرید.

 

👈 خیلی هم صبور نباشید :

 

از صبر همیشه با دید مثبت صحبت شده است که البته هم این‌گونه است ولی نه همیشه. گاهی این صبوری عین هدر دادن زمان است که شمارا از موفقیت دورتر و دورتر می‌سازد. ما همگی می‌ترسیم، ازآنچه ممکن است رخ دهد یا ممکن است رخ ندهد می‌ترسیم. از  چیزهایی که ما نمی‌توانیم تغییر دهیم، یا قادر به انجام آن نخواهیم بود. از این که دیگران ممکن است چه برداشتی از ما داشته باشند. به همین خاطر تأمل می‌کنیم و منتظر می‌مانیم بدون اینکه دقیق بدانیم آیا زمان شرایط را بهتر می‌سازد یا تنها موقعیت سوزی می‌کند.
بنابراین تأمل و صبر کردن در جای خود، برای تصمیم‌گیری یا کمی تحقیق بیشتر و یا یافتن راه‌حل‌های دیگر، بهتر است.
بدانید که روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و حتی سال‌ها درگذرند. همین‌طور رؤیاهای شما.
اجازه ندهید ترس شمارا باز نگه دارد. هر چیزی که شما برایش برنامه‌ریزی کرده‌اید را امروز شروع کنید. اگر می‌خواهید یک کسب‌وکار را شروع کنید، اولین قدم را بردارید. اگر می‌خواهید کسب‌وکار خود را شروع کنید، قدم اول را بردارید. اگر شغل خود را عوض کنید یا وارد یک بازار جدید شوید و یا محصولات یا خدمات جدیدی را عرضه کنید، گام اول را بردارید.
ترس‌هایتان  را کنار بگذارید و شروع کنید. کاری بکنید. هر کاری. در غیر این صورت، امروز از بین رفته است. با فرارسیدن فردا یک‌بار دیگر یک روز را ازدست‌داده‌اید بدون آن‌که توجیهی منطقی برای آن داشته باشید. امروز، ارزشمندترین دارایی شما است و تنها چیزی است که باید واقعاً از هدر دادن آن بترسید.

 

✍ سلام و درود فراوان به شما دوستان و هموطنان عزیزم

امیدوارم مطالب  مفید و مورد پسندتون واقع شده باشه

من علی مروتی منتظر نظرات پیشنهادات و انتقادات شما مخاطبین عزیز هستم خوشحال میشم اشکالاتم رو بهم یادآوری کنین منتظر شما هستم 🙏🙏🙏

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 02 October 19 ، 16:35
علی مروتی Alimorovati

👈           انواع بازاریابی با محورهای مختلف            👉

 

 

 

✍ مروتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 02 October 19 ، 15:07
علی مروتی Alimorovati

 

 

👈 9 کاری که شما مدیران انجام می‌دهید و باعث بی‌انگیزگی در کارمندان خود می‌شوید.

1.  شما خیلی ریزبین هستید.


2.  روی اشتباهات آن‌ها تمرکز می‌کنید.


3.  ایده‌های آن‌ها را نادیده می‌گیرید.


4.  جلسه‌های بی‌هدف تشکیل می‌دهید.


5.  قول‌های توخالی می‌دهید.


6.  روی حرفتان نمی‌ایستید.


7.  موفقیت‌های آن‌ها را نادیده می‌گیرید.


8.  کاری که برای آن‌ها تعیین می‌کنید خیلی بیشتر از توان یک نیروی کاری است و از آن‌ها توقع زیادی دارید.


9.  به برخی نیروهای خود بیش‌ازحد بها می‌دهید.

 

✍ امیدوارم از این نوع مدیران کمتر در سازمان ها و شرکت ها داشته باشیم هرچند به نظر شخص من این دسته از مدیران مدیر (تصادفی) هستن چرا که یه مدیر واقعی از این 9 مورد هیچ یک از گزینه ها شامل حالش نمیشه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 02 October 19 ، 13:01
علی مروتی Alimorovati

✔ افزایش_مشتری
✔ افزایش_فروش

👈  راهکارهای افزایش مشتری در کسب و کار

♦️  قیمت گذاری درستی داشته باشید.

فروشندگی بی انتهاست، همه ما در تمام طول زندگی این عمل را انجام می‌دهیم، همه ما همیشه فروشنده‌ایم.


الف) تعیین ارزش:

قطعا ارائه  یک قیمت مناسب مهمترین فاکتور جذب و افزایش مشتری است.

➖ شما اگر ارزشها و همه‌ی ویژگی‌ها و جوانب محصولی را نشناسید عملا نمی‌توانید برای آن ارزشی تعیین کنید.

➖ با بررسی قیمت‌های ارائه شده توسط رقبا و آنالیز عملکرد آنها می‌توانید ارزش گذاری دقیق تری نسبت به محصول خود داشته باشید.

➖ اگر یکی از محصولات شما فروش مناسبی ندارد طبیعتا باید آن را از چرخه تولید خارج کنید یا از قیمت آن بکاهید.

ب) تکنیک عدد نه:

استفاده از تکنیک عدد 9 ممکن است کمی قدیمی به نظر برسد اما  در آزمایشی نشان داده شد هنوز هم تاثیر خودش را دارد.

➖ در این تحقیق دو کالای یکسان را به قیمت های 39 دلار و 35 دلار به فروش گذاشتند.

➖ بله درست حدس زدید! کالایی که از تکنیک عدد 9 بهره برد با وجود قیمت بیشتر، فروش بیشتری داشت!

ج) تکنیک مقایسه:

بهترین راه نشان دادن ارزش خرید یک محصول قرار دادن آن کنار نمونه‌های بسیار کم کیفیت یا بسیار لوکس است.

➖ برای مثال برای فروش یک عطر 200 هزار تومانی می‌توانیم شرایط مقایسه آن با یک نمونه بسیار ارزان و یک نمونه بسیار لوکس را در اختیار مشتری قرار دهیم.

➖ این روش باعث فعال شدن مشتری های بالقوه ما می‌گردد چراکه محصول در نزد او ارزش خرید بیشتری پیدا می‌کند و گزینه‌ای با کیفیت متوسط در مقایسه با دو نمونه دیگر یک فرصت مطلوب به نظر برسد.

 

 

✍ مروتی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 01 October 19 ، 23:37
علی مروتی Alimorovati

 

👈 ﺗﻤﺮﻳﻦ هایی ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩﺑﻪ ﻧﻔﺲ:

1 ـ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺭﺩﻳﻒ ﻫﺎﻱ ﺟﻠﻮﺑﻨﺸﻴﻨﻴﺪ.
2 ـ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﻳﻦ ﻛﻨﻴﺪ.
3 ـ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺘﺎﻥ ﺭﺍ%25ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻛﻨﻴﺪ. ﺣﺮﻛﺎﺕ ﺑﺪﻥ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻭﺍﻛﻨﺶ ﺫﻫﻦ ﺍﺳﺖ. ﺁﺩﻣﻬﺎﻱﺑﺎ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻨﺸﺎﻥﻛﻤﻲ ﺷﺒﻴﻪ ﺑﻪ ﺩﻭﻳﺪﻥ ﺍﺳﺖ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻣﻬﻤﻲ ﻣﻲ ﺭﻭﻧﺪ ﻭ ﻳﺎ ﻛﺎﺭ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﺗﻜﻨﻴﻚ ﺭﺍ ﺑﻜﺎﺭ ﺑﺒﺮﻳﺪ ﺗﺎ ﻧﮕﺮﺵ ﻣﺤﻴﻂ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻛﻨﺪ.
4 ـ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺟﺪﻱ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻴﺪ.
5 ـ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺟﺪﻱ ﺑﺎﺷﻴﺪ.
6 ـ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﻧﻈﺮ ﺑﺪﻫﻴﺪ.
7 ـ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﺑﺎﺷﻴﺪ. ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺩﺍﺭﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﻤﺒﻮﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺍﺳﺖ.

👈 ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ:
1 ـ ﺳﻌﻲ ﻛﻨﻴﺪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﻴﺪ.
2 ـ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻣﻜﺎﻟﻤﻪ ﺗﻠﻔﻨﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻛﻨﻴﺪ.
3 ـ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ ﻟﻔﻆ ﻣﺘﺸﻜﺮﻡ ﺭﺍﺑﻜﺎﺭ ﺑﺒﺮﻳﺪ.
4 ـ ﻣﻘﺘﺪﺭﺍﻧﻪ، ﺍﻓﺮﺍﺷته ﻭ ﺑﺎ ﮔﺎﻣﻬﺎﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﺗﻨﺪ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭﻳﺪ.
5 ـ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻧﻜﻨﻴﺪ.
6 ـ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﺜﺒﺖ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ.
7 - هر روز صبح چند جمله تاکیدی مثبت به خود بگویید
 

 

✍ سلام وقت همگی شما بخیر دوستان شاید در مرحله اول این مطلبی که خوندین ساده بنظر بیاد و خیلیامون جدی نگیریم چرا که خیلیا فکر میکنن اگه بااین چیزا بود که انسان های کل دنیا سرشار از اعتماد ب نفس بالایی بودن !!

حالا من از شما میپرسم کدوم از ماها با دونستن اینا عمل کردیم کدوممون ممارست به خرج دادیم!!؟؟؟

گاهی یه کلمه ساده و کوچیک میتونه یه تحول عظیمی در زندگیمون ایجاد کنه فقط باید اول قدرت اون کلمه رو درک کرده باشیم و قدرت عملکرد خودمون که یعنی ایمان داشتن به خودمون پس خودتون رو باور داشته باشین تا بتونین همیشه باشکوه دیده بشین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 01 October 19 ، 22:37
علی مروتی Alimorovati

✍ نکته‌هایی برای پیشرفت شغلی که کسی به شما نمیگه؛

 

1️ - نیازمندی‌های هر شغل قابل مذاکره‌اس:

👈 شاید اینجور آدمها رو زیاد دیده باشید که موقع پرداخت قیمت یه محصول با فروشنده سر قیمت صحبت میکنن و تخفیف میخوان. شاید باورش سخت باشه ولی تو اکثر موارد جواب میده. نواح کاگان (کارآفرین امریکایی) به این روش میگه “چالش قهوه”. بطور خلاصه اینجوریه که شما میرید تو یه کافه و موقع پرداخت تخفیف میخواید؛ اگه هم صندوق بپرسه چرا؟ شما میگید یه کاری بکنید مشتری بشیم. در اکثر موارد هم تخفیف رو میگیرید

این مورد تو فرصت‌های شغلی هم جواب میده. اگه یه فرصت شغلی مهارت‌هایی رو میخواد که شما ندارید، این نباید باعث ناامیدی شما بشه. بهشون ثابت کنید که شما میتونید ارزشمند باشید

2️ - رئیس رو انتخاب کنید، نه شرکت:

👈 بعضی از مردم فکر میکنن که فقط باید تو شرکت‌های بزرگ کار کنن. ولی این درست نیست. داشتن یه مربی و راهنما کلید واقعی این قضیه‌س. همیشه یادتون باشه که در یک فرصت شغلی فقط مساله حقوق یا محیط کار نیست. موردی که بعد از یه مدت خودش رو نشون میده پیشرفت شغلیه. اینکه شما بتونید تو شغلتون پیشرفت داشته باشید علاوه بر دو مساله حقوق و محیط کار، همه به رئیس و مدیرتون بستگی داره.

3️ -  از پرداخت کم در ازای یادگیری نترسید:

👈 استنلی دراکن‌میلر (سرمایه‌گذار اهل پنسیلوانیا) میگه اگه شما تو حرفه خودتون تازه کار هستید و به شما یه انتخاب بین یه مربی خوب و پرداخت بیشتر میدن، همیشه مربی رو انتخاب کنید و هرگز این مربی رو قبل اینکه ازش چیزی یاد بگیرید، رها نکنید.

همیشه آدمای با تجربه میگن که بزرگترین اشتباه جوان ها بی صبر بودن اونهاست. جوان ها همیشه به فکر شرایط کوتاه مدت مثه کار کردن تو شرکت های بزرگ بجای اهداف بلند مدت هستن. پس از این نترسید که امروز یه گام به عقب بردارید و فردا ۲ گام به جلو

4️ - چیزی که شما رو به مرحله ۱ برده به مرحله ۲ نمیبره:

👈 در شروع حرفه‌تون،مهارتهایی که دارید بیشتر از همه اهمیت داره. معمولا شما رو تست میکنن که چقدر اکسل و ورد بلدید یا میتونید طراحی کنید.

اما هرچقدر که زمان بگذره اون مهارت‌های تخصصی اهمیتشون رو از دست میدن و کم کم اینکه چقدر با بقیه افراد چقدر تعامل دارید اهمیت پیدا میکنه. شما باید بدونید که چطور با بقیه همکاری کنید، چطور فراتر از نقشتون تاثیر گذار و ارزشمند باشید، بدونید که شرکت چی نیاز داره و در جهت اهداف شرکت گام بردارید، حتی اگه بهتون نگن.
 

5️ - آموزش واقعی بعد از تحصیلات دانشگاه شروع میشه:

👈 تصورات تعداد زیادی از مردم اینه که بعد از تموم کردن مدارس و دانشگاه، یاد گرفتن و مطالعه تموم میشه. در حقیقت هرچیزی که شما تو کلاس درس یاد میگیرید تو دنیای واقعی خیلی بی ارزشه. اکثر افراد موفق معمولا در طول هفته یه کتاب میخونن. اونا به پادکست ها گوش میدن و به کنفرانس ها میرن. نتیج تحقیقات بقیه و میخونن و با آدمایی که کارهای بزرگ انجام میدن، صحبت میکنن. اینجوری اونا نقاط به ظاهر بی ربط رو به هم وصل میکنن و از اونا برای به وجود آوردن فرصت های جدید استفاده میکنن.

6️ - همیشه خودتون رو آشکار کنید:

👈 گری واینرچاک (کارآفرین اهل بلاروس) میگه آشکار سازی، قدرت نفوذه

منظور از آشکار سازی، در دید عموم قرار گرفتنه. وقتی یه کار حرفه‌ای انجام میدید سعی کنید در موردش تو فضای مجازی بنویسید و به افراد دیگه کمک کنید. آشکار سازی خودتون به شما اعتبار می بخشه. هرچقدر مخاطبین بیشتری پیدا کنید، مردم بیشتر شما رو جدی میگیرن.

7️- برنده‌ هیچ وقت از در جلویی وارد نمیشه:

👈 الکس باناین (سرمایه‌گذار) میگه
همه کسب و کارها و روش های زندگی مثه کلوب شبانه‌ست و همیشه ۳ راه برای ورود بهش وجود داره
درب جلویی که ۹۹٪ مردم تو صف منتظرن تا وارد بشن
درب دومی هم وجود داره که افراد معروف و پولدارها از اونور میان

⬅️ ولی همیشه همیشه یه راه سومی هم هست. اینکه از پنجره بیاید تو، یا از دیوار برید بالا، از آشپزخونه بیاید، یا از راه کارگرا وارد بشین، یه در رو هزار بار بزنید تا بازش کنن

♦️ جواب این سوالات که «چطور بیل گیتس اولین محصول نرم افزاریش رو فروخت» یا «چطور اسپیلبرگ جوون ترین کارگردان هالیوود شد» اینه که همشون از درب سوم وارد شدن

✔ در مثال بالا منظورالکس باناین این نیست که دزدکی وارد ساختمون بشیم، اون میگه که همیشه یه راه سومی وجود داره که متفاوته. این ماییم که باید اون راه رو پیدا کنیم و اینجوریه که موفق میشیم.

✔ این نکته رو جدی بگیریم دوستان هیچکس با روشی که بقیه به موفقیت رسیدن به موفقیت نمیرسه و همه فرصتهای متفاوتی دارن و این کاملا به ما بستگی داره که چطور از این
فرصت ها استفاده کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 01 October 19 ، 12:10
علی مروتی Alimorovati